من هم مثل تمام بچه های خوب این سرزمین با کتاب هایش رشد کردم بالیدم و یاد گرفتم که با خواندن هشت جلد کتاب می شود خوب و سر براه شد.
فلسفه نوشتن این هشت جلد کتاب و دو جلدی که دبیرخانه دائمی بنیاد آذر سخت پیگیر چاپ و انتشارش است و امید بسته ایم به موفقیت در این راه همین بود که خوب باشیم ، آرام و سربراه .
نویسنده ای که نیاز آن روزگار جامعه را با جان و دل حس کرد و با تکیه بر پاک زیستی و ساده گویی تمام توان و هنرش را صرف نوشتن کرد.
بهترین قصه هایی که می شد برگزید را پیش روی خود نهاد و معجونی آفرید به نام قصه های خوب برای بچه های خوب .
متاسفیم که این روزگار همراه است با نبودن مهدی آذر یزدی ، اما تمام بچه های خوب دیروز که این روزگار بزرگ و عاقل شده اند باید برای نام و اعتبار آذر از جان و دل مایه بگذارند و می پذیریم که بخش های فرهنگی باید در تمامی این امور پا به پای دوستداران فرهنگ ، تاریخ و ادبیات این مرز و بوم حامی کمک کننده باشد بدون این که در هزار توی پیچ و خم های اداری گرفتار آیند.
راه اندازی دبیرخانه بنیاد آذر قدم مثبتی بود که اینجانب نیز سهم اندکی در آن داشتم و اعتماد داریم به این مهم که چشم انداز این راه روشن و امید بخش است.
در این مجال اندک به بهانه گذشت یک سال از روزی که آذر برای همیشه از بین ما رفت احساس می کنم مثل روزهایی که آنقدر بچه بودیم که قصه های آذر آراممان می کرد دلتنگ نبود این پیرمرد با صفا و دوست داشتنی هستم.
سعادت و شادمانی اخروی از خداوند متعال برای او خواستارم .